X
تبلیغات
رایتل
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

زیر این آســــمون آبــــــــــی

با همسرم زیر این آسمون آبی زندگی میکنیم و گاهی اینجا می نویسم

به قول گیسو سلامٌ ملیکم 

یکی از زیباترین لحظه های عمر من وقتیه که با خاک کار میکنم. اونقدر لذت میبرم و حالم خوب میشه که حتی علی فهمیده و میگه فکر کنم دیگه برای تو خونه حیاط دار لازمه!

سه تا باکس دارم. تو یکیش نعناع کاشتم که اکثرش خشک شده. فکر میکنم بخاطر این بود که من اول اینا رو آوردم تو باغچه بیمارستان که نورگیر نبود کاشتم و بندگان خدا از بی نوری خشک شدن! دیگه دیدم حال نعناع هام بده، بردمشون خونه اما یکی یکی دارن خشک میشن! فدای سرم 

داشتم میگفتم. باکس دومی رو شاهی کاشتم. اینم شاهی هام. البته باید تُنُک تر میکاشتم. اما شد دیگه!

بقیه شو در ادامه مطلب ببینید


باغبون بیمارستانمون میگفت تو این فصل شاهی خوب نمیشه و بذر میشه! دیگه کاشتم ببینم چطور میشه. 

باکس سومی رو توش نشای گوجه گیلاسی و فلفل دلمه ای کاشتم. قربونشون برم دارن برگ میزنن! اینقده ذوق میکنم میبینمشون! ندید بدید هم خودتونید 

تو باکس بالایی یک کمی پیاز ریز که مامانم فرستاد بکارم رو کاشتم و بعضیاش داره جوونه میزنه!

اینم اضافه بذرای خیاریه که تو باکس نعناعم کاشتم. بذرارو گذاشتمشون لای دستمال خیس و روزی دو سه بار مرطوبش میکردم. دو روز بعد ریشه هاش شروع کرد به جوونه زدن. وقتی ریشه اش به این سایز رسید تو باکس کاشتم و الان لپه هاش از هم جدا شده.

تراس خونه ما نورگیره اما صاحبخونه مون بخاطر اینکه خونمون طبقه اوله، تراس رو حفاظ زد و تاریک شده. سبزی هم که شدیداً نوردوسته. دیروز دست به دامن علی شدم و باکس ها رو بردیم گذاشتیم حیاط تو قسمتی که نصف روز نور بگیره و بیچاره ها جون بگیرن. علیجونم دستت درد نکنه عزیزم انشالله به ثمر بشینن و بدم بخوریشون!

راستی بادمجون و فلفل شیرین هم بذرشو ریختم تو خاک و روزی دو سه بار با اسپری آب میدم بهش که جوونه بزنه. فعلاً دوتا دونه در اومد  انشالله همش در بیاد!

اینقده ذوق دارم  یاد خونمون تو شمال می افتم و غم دوری از وطن رو از یاد می برم! 

راستـــــــــی دوربین جانم از سفر آمد. امروز صبح مادرشوهرم دوربینمو برام آورد. داده بودم تعمیر و تازه به دستم رسید!

[ شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ فاطیما ]

[ 19 نظر ]