X
تبلیغات
رایتل
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

زیر این آســــمون آبــــــــــی

با همسرم زیر این آسمون آبی زندگی میکنیم و گاهی اینجا می نویسم

دوست دارم بنویسم. از کی یا چی مهم نیست. فقط دوست دارم کلمات یکی یکی روی مانیتور ظاهر بشه و حرفامو بزنم. دو روز دیگه سی و پنجمین هفته بارداریم داره تموم میشه و من هنوز این دوره تموم نشده دارم دلتنگش میشم. روزها رو یکی یکی مرور میکنم. نوسانات احساسی و عاطفی و هیجانیمو. دردهای جسمیمو. بودن علی در کنار خودمو. 

تجربه خوبی بود. با اینکه تقریباً هیچ روزی بدون درد نبودم، اما حتی ثانیه ای ناشکری نکردم و گلایه نکردم پیش خدا که چرا من؟ چرا درد؟ و در عوض بیشتر از همیشه شاکرش بودم که داره با این کار، گناهامو مثل دونه های برگ یکی یکی جدا میکنه از وجودم. 

با هر تکون دخترکم بیشتر از قبل به عظمت خدا پی بردم. اینکه اون نطفه به اون کوچیکی هر روز بیشتر از قبل قد میکشه و بزرگ میشه و تکون میخوره و با دست و پاهاش به شکمم فشار میاره و به قول علی "تخم خود را شکستی، از لونه ات بیرون جستی" بازی میخواد در بیاره و یه روزی هم وارد این دنیا میشه خیلی فراتر از درک و شعور ما آدمهاست. اون موقع که دانشجو بودم و بیمارستان میرفتم، تولد هر بچه برام عین یه معجزه بود و با دیدن نوزاد، حس خاصی بهم دست میداد. بارها شده بود که بچه ها رو بغل میکردم و دستشونو میگرفتم و به معصومیتشون غبطه میخوردم. بارها و بارها تو گوششون نجوا کردم و حتی ازشون خواستم دعام کنن.

یادمه وقتی بابام سکته کرده بود، وقتی هر مادری که بچه شو دنیا می آوردم بهم میگفت امیدوارم هرچی میخوای خدا بهت بده و من میگفتم دعا کن بابام زودتر خوب شه...

خودمم نمیدونم چی میگم و می نویسم. فقط دوست دارم بنویسم و از احساسم بگم. پست قبلو بخاطر احساسات منفی ای که داشت پاک کردم. تو یه روز غمگین نوشته بودمش و طبیعی بود که سرشار از گلایه باشه و من با دید بد به همه چیز نگاه میکردم. دیگه از اون احساس بد خبری نیست. امروز من شاد شادم.

مامان و بابام و خواهرم دو روز مهمونمون بودن. پر شدم از حس خوب با دیدنشون مخصوصاً بابام که بعد مدتها اومده بود اینجا. از وقتی ازشون دور شدم بیشتر قدرشونو میدونم و خدا رو بابت داشتنشون شاکرم. همه زندگی من هستن و من نمیدونم یه روز دخترکم همین حسو نسبت به من خواهد داشت یا نه... کاش بتونم مثل مامان بابام باشم... وسیع و بی انتها با روحی بزرگ که هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه باعث شه شکوه و گلایه کنن. هیچوقت ندیدم مامانم بگه فلانی در حقم بدی کرد و الهی فلان بشه و ... کاش بتونم بزرگ باشم مثل اون.

در مورد محل زایمان هم نظرم عوض شد. میخواستم برم شمال و تو بیمارستانی که خالم هست ریحون دنیا بیاد اما خاله م گفت بهتره بری بیمارستان خصوصی که زایمان فیزیولوژیک* داره و بی حسی اپیدورال انجام میدن. دیدم من بخاطر اون میخواستم برم و اگر قرار باشه برم جایی که کسی رو نمیشناسم، بهتره همینجا بمونم و بعدش برم شمال. اینطوری تو لحظات زایمان که به شدت به علی نیاز دارم پیشمه و آروم میشم. مامانم هم میاد اینجا و باهم برمیگردیم.

وقتی به علی گفتم بخاطر تو دلم نمیخواد برم اونجا گفت فکر نمیکردم اینقدر برات مهم باشم و تعجب کرده بود! یعنی باورش نمیشد اینقدر وجودش برام مایه آرامش باشه که دوست داشته باشم در سخت ترین لحظه هام در کنارم باشه. گفتم خیلی دیوونه ای که تابحال متوجه نشدی! تمام دلگرمی زن همسرشه. مخصوصاً موقع تولد بچه ای که مال هردوشونه. وجود مرد تحمل دردو برای زن خیلی خیلی راحت تر میکنه و حمایتش مایه دلگرمی زنه. براش عجیب بود و البته جالب!

و حالا منم و ریحون و باباییش و روزهای آخری که دخترکم مهمون منه و دیگه باید کم کم برای پا گذاشتن به این دنیا آماده بشه. پریروز با مامان رفته بودیم حرم. یه بچه ای بود که قیافه ش کمی غیرعادی به نظر میومد و موقع نماز خوندن مامانش گریه میکرد. یهو گریه م گرفت. اصلاً نمیتونستم جلوی اشکامو بگیرم. از خدا خواستم دخترکم سلامت باشه و هیچوقت مریضیشو نبینم. در عوض هرچی درد و بلا داره بیفته به جون من.

حالا میفهمم دلیل گریه های مامانمو وقتی بچه هاش مریض میشن. مادر یعنی همه زندگی...

کاش این احساسو کسانی که در آرزوی مادر شدن هستن درک کنن. این دعایی اه که هربار که یاد بارداری می افتم با تمام وجودم از خدا میخوام ...

ببخشید پراکنده نوشتم. این روزها احساسم همینطور درهم و برهمه 


پ ن: زایمان فیزیولوژیک و ایمن به معنی زایمان طبیعی بدون مداخله، بدون استفاده از دارو و بدون انجام اقدامات روتین در بیمارستانه. در زایمان فیزیولوژیک مصرف داروی محرک انقباضات رحمی مثل اکسی توسین یا داروی تسکین دهنده مثل پتیدین و ... در طی لیبر و زایمان لازم نیست. زایمان فیزیولوژیک با مشارکت کامل مادر در فرآیند زایمان صورت می گیره. این زایمان در وضعیت های مختلف مادر مثل ایستاده، روی زانو، چهار دست و پا، چمباتمه، لیتاتومی و نشسته متمایل به جلو و ... انجام میشه. انواع روشهای کاهش درد زایمان غیر دارویی مثل ماساژ، گرمادرمانی، طب فشاری، موسیقی درمانی و تکنیک های تنفسی برای کاهش درد استفاده میشه.

[ یکشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1393 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ فاطیما ]

[ 22 نظر ]