X
تبلیغات
رایتل
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

زیر این آســــمون آبــــــــــی

با همسرم زیر این آسمون آبی زندگی میکنیم و گاهی اینجا می نویسم

خب خب خب. الوعده وفا. میدونم خیلی دیر شد و واقعاً شرمنده ام. صبح روز جمعه ساعت 8.5 پاشدیم و بعد از اینکه صبحانه نیمرو خوردیم، راه افتادیم سمت خانه های تاریخی کاشان. اول رفتیم خانه قدیمی تاج. وارد اتاق اول که شدیم این منظره رو دیدیم. من عاشق پنجره های ارسی و شیشه های رنگی هستم

  تو یکی از اتاقها اینو دیدیم. یعنی من میخواستم کف زمین ولو شم بسکه عاشق این تاق های بالای در شده بودم!!!! چه هنر قشنگیه. واقعاً دست مریزاد به معمارش 

این هم نمایی از خونه از بالای یکی از ایوانهاش


بعد از اینجا رفتیم خانه عباسیان. شاهکار معماری سنتی ایران بود. بی نظیر بود. فوق العاده بود. هرچی بگم کم گفتم. هر اتاقش یه شکل بود. قشنگ میشد صمیمیت رو تو تک تک قسمت های خونه دید. آدم میموند تو کف هوش و ذکاوت سازنده این بنا! با آجر و گچ چنان شاهکاری درست کرده بودن که حیرت زده میموندی! اصلاً نمیشه تو تصویر گنجوند اون عظمتو

و باز هم هنرنمایی این شیشه های رنگی و ربودن دل من!!!


خلاصه بعدش رفتیم خانه طباطبایی ها که شلوغتر از همه جا بود. با مصالح بیشتر بازی کرده بودن ولی ریتم و زیبایی سادگی خونه های قبل رو نداشت. پر بود از توریست و گردشگر

 اینم نمای دیگه ای از شاه نشین خونه

خلاصه. دیگه ظهر شده بود و باید میرفتیم اتاقو تحویل میدادیم. این شد که برگشتیم مسافرخونه و چمدونمونو برداشتیم و راهی باغ فین شدیم. بماند که با چه مکافاتی چمدونو بردیم تو باغ. چمدون قدیمی ام رو آورده بودم که چرخاش کوچیک بود و رو سنگفرشای باغ به سختی راه میرفت. من میشستم رو صندلی و علی میرفت عکس میگرفت. خیلی باصفا بود باغش. جون میداد غذا درست کنی بری بخوری توش

وسط باغ و ساختمون ها هم حوض و نهر آب بود که به باغ صفای دیگه ای داده بود

خلاصه دیدیم چمدون دستمونه و حس رفتن به حمام فین نیست. این شد که بازدید از حمام رو به سفر بعد موکول کردیم و رفتیم یکی از رستورانها که اسمش غلام جوجه بود، یه جوجه مخصوص بر بدن زدیم و بعدشم بازگشت به سوی قم...

این بود سفر یک روزه ما به دیار کاشان. در مجموع سفر خوبی بود و خاطره ای شد برامون. تا باشه از این سفرها 

راستی تو پست بعد میخوام عکس خودمونو بذارم با رمز قبلی. هرکس رمز نداره بگه تا بهش بدم

[ شنبه 10 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 08:09 ق.ظ ] [ فاطیما ]

[ 25 نظر ]