X
تبلیغات
رایتل
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

زیر این آســــمون آبــــــــــی

با همسرم زیر این آسمون آبی زندگی میکنیم و گاهی اینجا می نویسم

نمیدونم دقیقاً چند روز پیش بود ولی در یک اقدام کاملاً انتحاری من و همسر جان تصمیم گرفتیم تو فصل گلاب گیری یه روز کوله بارمونو ببندیم و بریم کاشون. این شد که هی بریم نریم کردیم و یهویی یکیمون پروند که چطوره 5شنبه جمعه بریم و اینطوری شد که قرار گذاشتیم امروز ظهر راهی کاشون بشیم.

به دوستمون گفتیم اگر میاید با هم بریم و اونم گفت ببینه چطور میشه که گویا مهمون اومده براشون و نمیان. ما هم دیگه تصمیممونو عوض نکردیم و قرار گذاشتیم اولین سفر بعد از عروسیمون رو رقم بزنیم!

شاید خنده دار (شایدم گریه دار) باشه ولی ما از تیر ماه 90 که سه روزه رفتیم مشهد برای ماه عسل دیگه هیچ جا نرفتیم جز ولایتمون. همیشه یا وقتش نبود یا پولش. هم من درس داشتم هم علی. وقتی هم که درسمون تموم شده بود، زمستون بود و نمیشد جایی رفت. 

درسته تو موقعیت مالی خوبی نیستیم، اما میشه با کمترین هزینه هم سفر کرد. حتماً که نباید هتل چند ستاره رفت. خانه معلم یا مسافرخونه هم بد نیست . از تو خونه موندن که بهتره. ببینیم چطور میشه امروز و اگر خوب بود دفعه بعد به امید خدا میریم اصفهان.

از اینجا تا کاشون 45 دقیقه راهه و چمدونمونو بستیم و انشالله ساعت 2 راه می افتیم. اگر ماشین داشتیم میرفتیم قمصر و گلاب گیری رو تماشا میکردیم. شایدم رفتیم! دوست دارم برم خونه های قدیمی کاشان رو ببینم. حمام و باغ فین که روی شاخشه. مخصوصاً که شنیدم طراحی مسیر گردش آب و فواره های باغ فین با غیاث الدین جمشید کاشانی بوده که اخیراً هم از شبکه تماشا سریالشو (نردبام آسمان) دیدیم و من و علی هردو شیفته این مرد شدیم 

مطمئناً بدون ماشین سخت تر از ماشین داشتنه اما من و علی هردو اینقدر شوق داریم، که اصلاً به سختی هاش و باردار بودن من فکرم نمیکنیم و مطمئنیم قراره یه شب خوب رو تو کاشان بگذرونیم و حسابی لذت ببریم از زیبایی هاش...

پس پیش به سوی کاشان.... هورااااااااااا

انشالله پست بعدی با عکسای قشنگ کاشان برگردم صلوات 

[ پنج‌شنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ فاطیما ]

[ 15 نظر ]