X
تبلیغات
رایتل
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

زیر این آســــمون آبــــــــــی

با همسرم زیر این آسمون آبی زندگی میکنیم و گاهی اینجا می نویسم

دیشب یه لحظه حسابی دلم گرفت. دلتنگ مامانم شدم خیلی زیاد. آخه داشتم با خودم فکر میکردم که خسته شدم از بس خوردم و غذا خوردن دیگه برام مثل سابق لذت بخش نیست و چقدر دوست داشتم مامانم اینجا بود و برام غذا درست میکرد  دلم نمیاد بهش بگم پاشو بیا اینجا من ببینمت و اون بخاطر من تو جاده باشه و خسته شه.
تو بارداری هضم غذا طولانی تر میشه و همش احساس میکنی معده ات پره. بعد اگر مثل من شدیداً اهل لواشک و ترشک باشی و با خوردنش قند خونت بیاد پایین، مجبوری هی غذا بخوری تا قنده بره بالا بلکه یک کمی حالت جا بیاد! اینه که برای منی که شام نمیخوردم و معده م زیاد پر نمیشد سخته. داشتم به اینا فکر میکردم که یاد سختی های مامانم افتادم. با خودم فکر میکردم چقدر مامانم سر ما سختی کشیده پس! چقدر من باید قدردانش باشم و دستاشو ببوسم...
عاقا در همین گیر و دار دیدم گوله گوله اشک داره میاد پایین. حالا علی هی میگفت چته؟ میگفتم هیچی. باز هی اشک میومد. دیگه به هق هق رسیده بودم و تا میرفتم یه دل سیر گریه کنم علی برمیگشت نگام میکرد اشکه گیر میکرد وسط راه! بعد اون هی میخندید! 
اصولاً درک علت گریه خانومها برای مردا سخته! مخصوصاً تو بارداری که بخاطر افزایش انتقال دهنده های عصبی، فوران احساسات داریم و یهو آدم با کوچترین حرفی گریه اش می گیره! خب من در اون لحظه دلم تنگ شده بود و با گریه سبک میشدم! لامصب یه چیزی راه گلومو بسته بود و نمیذاشت حرف بزنم. بهش گفتم روتو برگردون و یه کمی گریه کردم و آروم شدم  حالا وسط این هیری ویری میگفت زنگ بزنم با مامانت صحبت کنی؟ فک کن!!! من اگر صداشو میشنیدم که هورهور گریه میکردم باز! گفتم نخیر لازم نکرده!
خلاصه اندکی اشک ریختم و راه گلوم باز شد و واقعاً آروم شدم. دیگه اون بغض تو گلوم نیست! 17 روز دیگه می بینمش ... برای دیدنش ثانیه شماری میکنم 
خدایا همینکه نفس میکشه و میتونم هر چند هفته یک بار ببینمش برام کافیه. همینکه صداشو میشنوم دلم قرص میشه به بودنش. حالاحالا ها ازم نگیرش خدا

امام سجاد (ع):

حق مادر بر تو این است که بدانی او تو را حمل نمود، آن گونه که هیچکس، دیگری را حمل نمی‌کند و از میوه‌ قلبش به تو داد که احدی به دیگری نمی‌دهد؛ تو را با جمیع اعضا و جوارحش در آغوش گرفت و خواب را به خاطر تو ترک نمود و تو را از سرما و گرما محافظت نمود و تو در برابر این همه خدمت، کجا می‌توانی شکر گزار او باشی، مگر به کمک و یاری و توفیق پروردگار!

[ یکشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1392 ] [ 11:33 ق.ظ ] [ فاطیما ]

[ 20 نظر ]